ابزار منو ثابت

اللهم عجل لولیک الفرج
 
اللهم عجل لولیک الفرج
پیامک های تبریک ولادت امام علی النقی (ع)

15 ذی الحجه برابر با 29 مهر 1392 مصادف با روز میلاد دهمین خورشید تابناک امامت و ولایت امام علی النقی (ع) است.
دهمین حجت خدا هادى
دهمین میر و پیشوا هادى
 
دهمین جانشین پیغمبر
نهمین پور مرتضى هادى
 
دهمین دادرس به خلق جهان
دهمین شافع جزا هادى
 
دهمین گل ز گلشن زهرا
ثمر نخل طاوها هادى
 
مظهر جود و نور چشم جواد
جد مهدى مه لقا هادى
 
حاجت ما ظهور مهدى توست
حاجت ما روا نما هادى
 
جشن میلاد تو مبارک باد
بر همه خلق ما سوا هادى
 
متوکل نمود مسمومت
کشته زهر اشقیا هادى
 
دستگیرى کن از هنرور خویش
تا نیفتاده او ز پا هادى
 
 
امشب ای دل، مرا شب شادی است
در کف ما برات آزادی است
باب رحمت ز هر طرف شد باز
شب میلاد حضرت هادی(ع) است


امام هادی(علیه‌السّلام) و جنگ روانی علیه خلیفه قدرتمند
 
در مبارزه‌اى كه شروع كننده‌ى آن، خليفه‌اى تندخو و قدرتمند بود، امام هادی دست به يك جنگ روانى زد؛ مبارزه‌اى كه در آن نيزه و شمشير كاربُرد ندارد...


ه گزارش گروه سياسي باشگاه خبرنگاران پايگاه اطلاع‌رساني khamenei.ir، بخشي از بيانات رهبر فرزانه انقلاب در سالروز ولادت امام نهم شيعيان، در تشريح شرايط زمان و حکومت امام هادي(ع) را منتشر کرد.

* امام هادی علیه‌السلام با ديدِ يك انسان مبارز  به دربارِ متوكّل رفت و مجلسِ شراب او را به مجلس معنويت تبديل كرد. يعنى او را مغلوب كرد؛ به طورى كه در آخرِ حرفهايش، متوكّل براى حضرت عطر آورد و او را با احترام بدرقه كرد.

در مبارزه‌اى كه شروع كننده‌ى آن، خليفه‌اى تندخو و قدرتمند بود، امام هادی دست به يك جنگ روانى زد؛ مبارزه‌اى كه در آن نيزه و شمشير كاربُرد ندارد.

30 مرداد 80



آیا امام زمان (عج) وقت ظهور را می‌دانند؟

مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) درباره آگاهی امام زمان(عج) در مورد وقت ظهور گفت: ایشان از زمان خروج خود آگاهی دارند. زیرا بدون تردید «زمان ظهور» در شمار اسرار الهی است و آن حضرت نیز نگاهبان مجموعه این اسرار هستند.

خبرگزاری فارس: آیا امام زمان (عج) وقت ظهور را می‌دانند؟

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، مفهوم «ظهور» مفهومی است اجتماعی و نشانگر تحول فرد و جامعه در آن دوران. بر این اساس می‌توان این مفهوم را مفهومی کاربردی و نه نظریه پردازانه دانست. از این رو، کمترین مباحث این گفتار پیرامون مباحثی است که از ارزش اجتماعی کافی برخوردار نیستند. در ادامه به پاسخ آیت‌الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) درباره اینکه آیا امام زمان(عج) وقت ظهور را می‌داند، اشاره می‌شود که این مباحث توسط مجید هادی‌زاده به رشته تحریر در آمده است.

آیا امام زمان (عج) وقت ظهور را می‌دانند؟

اینکه سؤالاتی از این گونه-که به صورت مکرر مطرح می‌شود-از کمترین کاربرد اجتماعی برخوردار است. اینکه آیا حضرت ولی ‌عصر(عج) خود نسبت به زمان ظهورشان آگاهی دارند و یا آن حضرت نیز از چگونگی زمان ظهور بی‌اطلاعند، در شمار مباحثی است که نظری صرف است و هیچ فایده اجتماعی‌ای بر آن مترتب نیست. از این رو می‌توان این سؤال را بدون آنکه بدان پرداخت، رها کرد و به مباحث مهم‌تری در این زمینه پرداخت؛ چه اگر آن حضرت نسبت به این مطلب آگاهی داشته باشند و یا خداوند آگاهی به این مطلب را به ایشان اعطا نکرده باشد، در هر حال مطلبی است منحصر در حیطه شخصیت ایشان و هیچ ثمره جمعی و یا فردی‌ای بر آن مترتب نمی‌شود.

با این همه اما، به اختصار به پاسخ این پرسش می‌پردازیم:

احادیث ما و آنچه از مجموع آراء در این زمینه به دست می‌آید، سخت متناظر و گوناگون است، از این روست که شماری از بزرگان بر آن بوده‌اند که آن حضرت نیز نسبت به زمان ظهور آگاهی خاصی ندارند و تنها پس از صدور امر حضرت حق برای قیام است که از زمان وقوع آن اطلاع می‌یابند.

با این همه اما، ما بر آنیم که ولی عصر(عج) از زمان خروج و انقلاب جهانی خود آگاه هستند و به روشنی می‌دانند که در چه زمانی این امر صادر می‌شود. این نظر ما مبتنی بر روایاتی است که درباره حیطه علم و نیز چگونگی شخصیت آن حضرت صادر شده است.

می‌دانیم که زیارت اهل‌بیت(ع) نشانگر گوشه‌ای از شخصیت آنان است. حال اگر در زیارت وجود مبارک حضرت حجت(عج) می‌خوانیم: «السلام علیک یا حافظ اسرار رب‌ العالمین»؛ سلام بر تو ای نگاهبان اسرار پروردگار!

می‌توان نتیجه گرفت که ایشان از زمان خروج خود آگاهی دارند. چه بدون تردید «زمان ظهور» در شمار اسرار الهی است و آن حضرت نیز نگاهبان مجموعه این اسرار هستند. بدیهی است که نگهبان بودن فرع بر آگاه بودن است؛ بر همین علت می‌توان گفت که ایشان نسبت به تمامی اسرار الهی آگاهی دارند و از آن جمله بر زمان ظهور نیز اشراف دارند.

در جملات بعدی همین زیارت نیز، ایشان را با عبارت: «المؤتمن علی‌ السر» توصیف کرده‌اند. بدین ترتیب باز تأکید شده است که ایشان امیر سر الهی هستند و امین بودن نیز بدون آگاهی داشتن معنا ندارد. از این روست که ما ایشان را بر زمان ظهور خود نیز آگاه می‌دانیم.

حکمت در تأخیر ظهور حضرت

در بخش حاضر تنها از حکمت یکی از مقدرات او یعنی تأخیر در ظهور آن حضرت، سخن می‌گوییم. چه می‌توان پرسید که: چه حکمتی در طولانی شدن دوران غیبت بوده است؟، آیا در این یازده قرن هیچ زمان مناسبی برای ظهور آن حضرت پیش نیامده است؟، و در هیچ برهه‌ای شرایط آن چنان فراهم نبوده که آن حضرت قیام کنند؟

پاسخ این پرسش آن است که گذشته از شرایط ظاهری - که ما می‌توانیم به شماری از آن پی ببریم، شرایط دیگری نیز در میان است؛ که آدمیان از آن بی‌خبرند. از این رو حکمت تأخیر در زمان ظهور - همچون حکمتی که اقتضای ظهور آن حضرت را خواهد داشت-  بر ما پوشیده است.

در شمار شرایط ظاهری، می‌توان به طلب عمومی اهل عالم اشاره کرد. چه به گونه طبیعی، چنان قیام فراگیری همچون دیگر قیام‌ها و حتی انقلاب‌های مقطعی و ناحیه‌ای مقتضی آمادگی مردم برای شرکت در انقلاب و یاری رساندن به آن است. پر واضح است که قیام آن حضرت احتیاجی به همراهی مردم و همگامی آنان در آن حرکت ندارد؛ چه خداوند خود به یاری آن حضرت خواهد شتافت و پیشاپیش یاری و نصرت ایشان را تضمین کرده است؛«فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا» در تأویل این آیه، اشاره کردیم که اهل‌ بیت(ع) «منصور» را به وجود مبارک ولی‌عصر(ع) تأویل کرده‌اند.

از این رو آمادگی مردم برای یاری رساندن به ان حضرت، نه برای نفس یاری رساندن، که برای آماده بودن شرایط برای ورود مردم به بوته آزمایش است؛ چه آزمایش را شرایطی است که تا آن شرایط فراهم نباشد، نمی‌توان به راستی موفّقان و ناموفّقان در آن را بازشناخت.

به همین علت است که نظر ظاهری، باید طلب مردمان به گونه‌ای فراگیر و از صمیم‌جان و بن‌ دندان باشد، که به راستی ان آزمایش به عنوان آزمایش فراگیر الهی، بتواند تکلیف مردمان را روشن سازد.

گذشته از این می‌دانیم که به هر حال قیام آن حضرت از گونه انقلاب‌های اجتماعی است که تمامی پهنه زمین را تحت حیطه خود خواهد گرفت. از این رو نمی‌توان آن را بدون حضور مردم در نظر گرفت و هیچ نقشی برای آنان در این میان در خاطر نیاورد، پر واضح است که یاران خاص آن حضرت، در اقطار گیتی مقاصد خود را تنها به یاری یارانی دیگر اعمال می‌کنند و از این رو وجود کسانی که یکسر اعتقاد به هدف و راه ایشان داشته باشند، سخت ضروری و ناگزیر است.

گذشته از این شرایط ظاهری، شرایطی غیر ظاهری نیز در میان است که ما به درستی نمی‌توانیم از کیفیت و چگونگی آن آگاه شویم. نمونه این مسأله، در مسأله نزول عذاب بر قوم حضرت نوح(ع) واقع شده و می‌تواند برای مسأله حاضر تمثیلی شایسته باشد. چه در آن واقعه نیز، پیامبر خدا قوم خود را از نزول عذاب بر حذر می‌داشت؛ اما آنان ناباورانه از او طلب می‌کردند که اگر سخنش بهره‌ای از راستی دارد، در نزول آن عذاب تأخیر روا مدارد و آنان را یکسر در دریای غضب الهی غرق سازد. نزول عذاب اما پیاپی به تأخیر می‌افتاد و این مطلب آن چنان تکرار شد که حتی یاران خاص ایشان نیز سر در گریبان حیرت فرو بردند: «فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ»، آیا کسی از حکمت تأخیر نزول عذاب بر آن قوم ناسپاس آگاه است؟

در واقعه جنگ صفین، امیرالمومنین(ع) در میدان جنگ چنان رشادت می‌‌کردند که صحنه‌های بدیع ایمان به هدف مقدس اعلای کلمه توحید، یکی از پی‌دیگری رخ می‌‌کرد. در یکی از شب‌های این کارزار، آن حضرت شمار بسیاری از یاران معاویه را به خاک هلاک افکندند، و سردار دلاور ایشان جناب مالک‌اشتر (ص) نیز، شماری دیگر از دم تیغ گذرانید. در آن شب، گویا آمار کشته‌شدگان به دست امیرالمومنین(ع) تنها یک نفر بیشتر از آمار کشته شدگان به دست مالک را نشان می‌دهد؛ و مالک ـ که از این نکته سخت احساس خرسندی می‌کرد ـ ، متواضعانه به محضر آن حضرت یادآور این نکته شد. پاسخ امیرمؤمنان(ع) اما، حکایت از آن داشت که ایشان به شرایط غیر ظاهری میدان جنگ، نظر داشته‌اند. آورده‌اند که آن حضرت، در پاسخ سخن مالک فرمودند: «در هنگامه جنگ، من چون با یکی از جنگاوران شامی روبرو می‌شدم، به سلسله فرزندان او می‌نگریستم و اگر تا هفتاد پشت او کسی را در شمار موحدان و شیعیان می‌یافتم، دست بر قتل او نمی‌بردم و تنها او را زخمی می‌کردم؛ اما تو تیغ بی دریغ را در میان دشمن می‌نهادی و بدون تأمل دست به قتل آن می‌زدی!».

حال تمامی سخن بر سر این نکته است، که حکم غیر ظاهری در تأخیر ظهور آن حضرت نیز از همین باب است. چه ما نمی‌دانیم که چه شرایطی بر این یازده قرن حاکم بوده است که خداوند متعال امر به قیام و خروج ایشان نکرده است.

با این همه اما یک نکته را به خوبی می‌توان دریافت و آن اینکه: از آنجا که قیام آن حضرت یکسر از باب لطف و رحمت الهی است، هر آنچه در این مسیر حادث می‌شود نیز از همان باب است، بدین ترتیب واضح است که این تأخیر نیز بر اساس لطف او صورت گرفته و نشانگر رحمت او بر آدمیان بوده است؛ همانگونه که کمال رحمت او در هنگامه ظهور نمایان می‌شود.



پاك شدن گناهان كبيره با گريه بر امام حسين(ع)

گريستن بر خاندان پيامبر به ويژه وجود نازنين حضرت سيدالشهدا(ع)، قلب‌ها را زلال، دل‌ها را عاري از كينه و نفرت و انسان را مانند كودكي تازه تولد يافته از مادر پاك و منزه مي‌كند.
 
پاك شدن گناهان كبيره با گريه بر امام حسين(ع)

به گزارش افکارنیوز، همانا حسين‌بن علي(ع) براي اعتلاي اسلام ناب جدش رسول خدا (ص) پا به قتلگاه خويش گذاشت پس برماست كه با گريه بر حسين بن‌علي(ع) اندكي از داغ دل پيامبر(ص) و خودمان بزداييم و دلمان را در اين ورطه جلا دهيم.

امام رضا(ع) در توصيف سيره‌ي امام كاظم (ع) و در رئاي عزاي سالار شهيدان فرمودند: همانا روز حسين (ع) (عاشورا) مژه‌هاي ما را از شدت گريستن مجروح اشك‌هايمان جاري و عزيز ما را در سرزمين بلا گرفتار كرد و ما را تا روز واپسين ميراث‌دار گرفتاري و بلا نمود پس به مانند حسين (ع) گريه كنندگان بايد گريه كنند زيرا كه گريه بر او گناهان كبيره را از بين ببرد.

امام رضا(ع) در ادامه فرمودند: هنگام محرم پدرم ديگر نمي‌خنديد و پيوسته محزون بود تا پس از سپري شدن ده روز، و هنگام روز دهم روز مصيبت با حزن و گريه مي‌فرمود: اين همان روز كشته شدن حسين (ع) در آن است.

منابع حديث:
شيخ صدوق الامالي، الحطبي السابع و العثرون، بحارالانوار ج ۴۴، ص ۲۸۳، باب ۳۴، ثواب البكار علي مصيبته.

وسايل الشيعه، ج ۱۴، ص ۵۰۴، باب ۶۶.




سه دعای مهم برای امام زمان علیه السلام

1ـ دعا برای شناخت امام زمان (علیه السلام)

معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است، چرا که طبق حدیث نبوی مرگ کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است. بنابراین یکی از وظایف یک مسلمان این است که امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد. از جمله کوشش‌ها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است که از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید.

در این مورد دعای معروفی است که مرحوم کلینی در کتاب اصول کافی نقل کرده است. در این دعا پس از درخواست معرفت خدا و معرفت رسول خدا. معرفت امام مسئلت می شده و دستور مواظبت آن به مۆمنان و منتظران ظهور حضرت داده شده است:

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏.

اى خدا تو مرا به خود شناسا کن که اگر تو شناسایم به خویش نفرمایى رسولت را نخواهم شناخت؛ اى خدا تو رسولت را به من بشناسان و گرنه حجتت را نخواهم شناخت؛ خدایا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دین خود گمراه خواهم شد.

کسی که شیفته واقعی امام زمان (علیه السلام) است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد، تنها زبانش سخن نمی‌گوید، بلکه قلبش در هجران یار می سوزد، دلش در فراق محبوب مضطرب است و دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است

بزرگان دین به دوستان و مۆمنان و عاشقان حضرت مهدی دستور مواظبت این دعا را برای همیشه داده‌اند، بنابراین می‌توان آن را یکی از وظایف شمرد.

 

2ـ دعا برای سلامتی امام زمان (علیه السلام)

یکی از وظایف دوستان امام این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند، با هر زبانی که بدان مسلط‌اند، دعا کن‌اند و بهتر آن است که دعاهای مأثور را بخوان‌اند (مانند: دعای اللهم کن لولیک...) و ادعیه دیگر که در مفاتیح الجنان آمده است.

 

3ـ دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (علیه السلام)

یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان، دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است. شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز دست حاجت به پیشگاه خدای رۆوف دراز کرده و از او ظهور مولایش را بطلبد.

عاشق دلباخته صبح و شام نمی‌شناسد و در تمام ساعات منتظر ظهور یار و مشتاق دیدار جمال محبوب است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً 

باید در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشی.

و در حدیث دیگر فرمودند:

وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَ نَهارَکَ؛

باید شب و روز منتظر فرار رسیدن ظهور صاحب خود باشی.

بنابراین بر همه شیفتگان آن حضرت لازم است دائم به یاد آن امام همام بوده و برای تعجیل در ظهورش دعا کن‌اند و از خدا ظهور او را هر چه سریع تر بخواهند، چرا که با آمدن او تمام ملل نجات می یابند و شیعه به اوج عزت وعظمت خود می رسد.

یقیناً در دولت اهل بیت پیامبر شیعیانشان به اوج عزت خواهند رسید و دشمنانشان به حضیض ذلت، چنانکه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند:

أکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ؛

 

برای فرج ما بسیار دعا کنید چرا که فرج شما در آن است.

 



یک شنبه 28 مهر 1392 

فضیلت و استحباب اهدای قرائت قرآن به امام عصر علیه السلام

«مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم» یکى از کتاب‌هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت‏اللّه‏ سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیة‏اللّه به رشته تحریر درآمده است.

اصل کتاب به زبان عربى است و مؤلف در مقدمه مى‏نویسد:

«چون ما نمى‏توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم... بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مى‏باشد.»

 

اهدا قرائت قرآن به آن حضرت

در این کتاب می‌خوانیم: و بر فضیلت و استحباب آن دلالت دارد آنچه ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینی در کافی از علی بن المغیره روایت آورده است که گوید: «به حضرت ابوالحسن امام کاظم علیه السلام عرض کردم: پدرم از جد تو راجع به ختم کردن قرآن در هر شب پرسیده بود، جد تو به او فرموده بود: در هر شب.

به آن جناب عرضه داشته بود: در ماه رمضان نیز؟ جد تو فرموده بود: ماه رمضان نیز، پدرم به او عرضه داشته بود: آری تا هر قدر که بتوانم. پس از آن پدرم قرآن را چهل بار در ماه رمضان ختم می کرد.

سپس من بعد از پدرم آن را ختم می کردم، بسا که بر او می افزودم و یا کمتر از آن را ختم می‌کردم به مقدار فراغت و اشتغال و نشاط و بی حالیم، پس هر گاه روز فطر شود برای رسول خدا یک ختم و برای علی ختمی دیگر و برای فاطمه ختمی دیگر، سپس برای ائمه تا به شما رسد، قرار می‌دهم که از آن هنگام که در این خال بوده ام یک ختم قرآن برای شما قرار داده‌ام به سبب این کار چه پاداشی برایم هست؟

امام کاظم علیه السلام فرمود: پاداش تو آن است که روز قیامت با آنان باشی!

عرض کردم: الله اکبر چنین پاداشی برای من است؟! سه مرتبه فرمود: آری»

می گویم: وجه استدلال اینکه ظاهر از سخنان امام مترتب شدن ثواب بر آن عمل از این جهت است که به پیامبر و امام هدیه می شود و تقرب به ایشان است و خصوصیتی در امامان یاد شده نبوده است بلکه از گفته راوی چنین بر می آید که یک ختم قرآن را برای امام کاظم قرار می‌داد چون آن حضرت امام زمانش بوده است، لذا گفت: از آن هنگام که در این حال بوده‌ام ... و امام کارش را تصدیق و او را تحسین فرمود.

و حاصل از ملاحظه این حدیث و دقت در آن: استحباب هدیه کردن قرائت قرآن به پیامبر اکرم و صدیقه کبری و هر یک از ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین می‌باشد.

و موید این است هدیه کردن نماز به ایشان و شواهد دیگری نیز دارد که برای کاوشگر در روایات ایشان ظاهر می‌گردد، از خداوند عزو جل خواستاریم که ما و همه مومنین را ان شاالله به حق محمد و آل او برای این کار توفیق دهد.

 

 

 



دوشنبه 22 مهر 1392 
 

اکسیر نماز
 

یكی از علماء از كربلا و نجف برمی گشت ولی در راه برگشت در اطراف كرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقایش داشتند، همه را سارقین غارت نمودند.
آن عالم می گوید : « من كتابی داشتم كه سالها با زحمت و مشقّت زیادی آن را نوشته بودم و چون خیلی مورد علاقه ام بود در سفر و حضر با من همراه بود، اتفاقاً كتاب یاد شده نیز به سرقت رفت، به ناچار به یكی از سارقین گفتم من كتابی در میان اموالم داشتم كه شما آن را به غارت برده اید و اگر ممكن است آن را به من برگردانید زیرا بدرد شما نمی خورد».
آن شخص گفت: « ما بدون اجازه رئیس نمی توانیم كتاب شما را پس بدهیم و اصلاً حق نداریم دست به اموال بزنیم ».
گفتم: « رئیس شما كجا است ».
گفت: « پشت این كوه جایگاه او است » .
لذا من به همراهی آن دزد به نزد رئیسشان رفتیم، وقتی وارد شدیم دیدم كه رئیس دزدها نماز می خواند. موقعی كه از نماز فارغ شد آن دزد به رئیس خود گفت:
« این عالم یك كتابی بین اموال دارد و آن را می خواهد و ما بدون اجازه‎ی شما نخواستیم بدهیم ».
من به رئیس دزدها گفتم: « اگر شما رئیس راهزنان هستید، پس این نماز خواندن چرا؟ نماز كجا؟ دزدی كجا؟ ».
گفت: « درست است كه من رئیس راهزنان هستم ولی چیزی كه هست، انسان نباید رابطه‎ی خود را با خدا به كلّی قطع كند و از خدا تماماً روی گردان شود، بلكه باید یك راه آشتی را باقی گذارد. حالا كه شما عالمید به احترام شما اموال را برمی گردانیم ».
و دستور داد همین كار را كردند و ما هم خوشحال با اموالمان به راهمان ادامه دادیم.
پس از مدّتی كه به كربلا و نجف برگشتم، روزی در حرم امام حسین - علیه السّلام - همان مرد را دیدم كه با حال خضوع و خشوع گریه و دعا می كرد. وقتی كه مرا دید شناخت و گفت:
« مرا می شناسی؟ »
گفتم: « آری! »
گفت: « چون نماز را ترك نكردم و رابطه ام با خدا ادامه داشت، خدا هم توفیق توبه داده و از دزدی دست برداشتم و هر چه از اموال مردم نزد من بود، به صاحبانشان برگرداندم و هر كه را نمی شناختم از طرف آنها صدقه دادم و اكنون توفیق توبه و زیارت پیدا كرده‌ام .

 






( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 9030
  • تعداد کل نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 24
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    یک شنبه 5 آبان 1392 
  • آخرين بروز رساني :
    یک شنبه 5 آبان 1392